تبلیغات
دانشجوی سبز - کارگردان گشت ارشاد:من سیلی خوردم و منتظر سیلی‌هایی که ‌خواهم زد‌ باشند!


R کارگردان گشت ارشاد:من سیلی خوردم و منتظر سیلی‌هایی که ‌خواهم زد‌ باشند!

سه شنبه 29 فروردین 1391

کارگردان گشت ارشاد:من سیلی خوردم و منتظر سیلی‌هایی که ‌خواهم زد‌ باشند!

سعید سهیلی کارگردان فیلم گشت ارشاد

 

/می گفتند چرا یک سوپراستار بسیجی شده /

هر فیلمی که ساختم پیش بینی می کردم که یا اکران نشود یا ممیزی شود یا محدودیت ها و مخالفت هایی درباره اکران فیلم هایم اتفاق بیفتد. پیش بینی هایم همیشه در این موارد درست بوده و حتی در مورد اولین فیلمم «مردی شبیه باران» در خیلی از شهرستان ها به شکل معدود تجمعاتی علیه فیلم مقابل سالن های سینما شکل گرفت. در آن زمان برای اولین بار بود که یک سوپراستار(ابوالفضل پورعرب) لباس بسیجی می پوشید و نقش یک بسیجی را ایفا می کرد و فیلم نیز صحنه ها و مواردی داشت که در آن مقطع حساسیت برانگیز بود. از جمله رقص و آوازی که اسرا در اردوگاه داشتند مورد اعتراض قرار گرفت یا یکی از اسرای ایرانی که در فیلم خیانت می کرد یکی دیگر از مواردی بود که برخی آزاده ها عقیده داشتند هیچ اسیر ایرانی ای در دوران اسارت خیانت نکرده است ولی به نظر من همان طور که عده زیادی مقاومت کردند عده معدودی هم بودند که بریدند و نتوانستند شرایط سخت را تحمل کنند. اما برخی عقیده داشتند همه چیز گل و بلبل است. همه مقاوم، استوار و آرمانگرا بودند و هیچ کس هم کوچک ترین تزلزلی در اراده اش نداشته اما در فیلم چنین نبود، در آن زمان هم عده یی موسوم به انصار حزب الله بیانیه دادند که ما جلوی اکران فیلم را خواهیم گرفت. به طور مشخص یادم می آید جلوی سینما آفریقای مشهد تجمع کردند و اجازه نمی دادند مردم وارد سینما شوند. آن زمان مصاحبه یی کردم که بعد از ۱۷، ۱۸ سال آن مطالب دوباره تکرار شد، همان زمان در مصاحبه یی گفتم اگر شما انصارحزب الله هستید من خود حزب الله ام.

/تقلبی ها یا متقلب ها/

در مورد «گشت ارشاد» بیش از یک سال صدور پروانه ساختش به درازا کشید. آنها اصرار داشتند اسم فیلم تغییر کند، آنها می خواستند عنوان فیلم هر اسمی باشد جز «گشت ارشاد» مثلامی گفتند اسم فیلم می تواند «تقلبی ها» یا «متقلب ها» باشد که اسم های بی ربطی بودند. اما من می گفتم این فیلم مثل فرزند من است و می خواهم اسم فرزندم را خودم انتخاب کنم.

/قاسطین و مارقین و ناکثین/

اکران «گشت ارشاد» باعث جمع اضداد شد، به قول شریعتی قاسطین و مارقین و ناکثین. در مخالفت با «گشت ارشاد» طیف های مختلف دست به دست هم دادند که برای من دور از انتظار بود.وقتی سازمان فرهنگی و هنری شهرداری و مجموعه شهرداری دائما در حال گرفتن عکس یادگاری با هنرمندان هستند و افتخار آنها تعامل با هنرمندان است و می خواهند با اهالی سینما همکاری داشته باشند، وقتی آنها در کنار عده یی به نام انصار حزب الله قرار می گیرند و حوزه هنری وارد این اتفاقات می شود، از آن سو می بینیم بخشی از اهالی سینما خود را پشت این قضیه پنهان می کنند، وقتی اینها دست به دست هم می دهند، چنین وضعیتی دور از انتظارم بود.

/در زمان جشنواره درمشهد برایم بزرگداشت گرفتند ولی اجازه اکران دراین شهر راندادند/

برای من عجیب است، در جشنواره فیلم فجر «گشت ارشاد» در مشهد نمایش داده شد و دومین فیلم منتخب از سوی مردم در مشهد شد و نمایش ویژه هم برای فیلم برگزار شد که همه مسوولان شهر مشهد فیلم را دیدند و بزرگداشتی برای من تدارک دیدند، اما زمان اکران فیلم شهری که با اکران فیلم مخالف بود و حتی اجازه یک سانس اکران نداد مشهد بود. در شهرستان های دیگر نیز همین اتفاق افتاد که مسوولان استان ها فیلم را دیدند از جمله فرماندارها، فرماندهان نیروی انتظامی و فرماندهان سپاه فیلم را دیدند و هیچ گونه مخالفتی با فیلم نداشتند. همه مخالفت ها از زمان اکران آغاز شد و آنقدر هم گسترده نبود و حکایت آن کسی است که سنگی را در چاه می اندازد و هزار نفر نمی توانند آن سنگ را از چاه بیرون آورند، حالاوضعیت فیلم «گشت ارشاد» هم چنین شده است.

/به قول فردوسی پور این حرکت «خودجوش» نبوده است /

۱۵۰ نفر جلوی ساختمان وزارت ارشاد تجمع کردند که این ۱۵۰ نفر هم نطفه اولیه اتفاقات نبودند چرا که ۱۰ نفر هم از این تعداد فیلم را ندیده بودند، پس مشخص می شود که نطفه اولیه یکی، دو نفری بودند که یا با من، یا با فیلم یا با ارشاد، یا با وزیر یا با معاونت سینمایی یا با سینما مشکل داشتند. آنها بودند که ۱۵۰ نفر را تحریک کردند، به قول فردوسی پور این حرکت «خودجوش» نبوده است و معلوم است که یکی دو نفر این عده را هماهنگ کرده اند، چون این عده با بلندگو، پلاکارد و سخنران مشخص در برابر وزارت ارشاد حاضر شده اند و در مورد فیلم به هیاهو پرداخته اند.

/سینما خیلی از رسانه های دیگر عقب تر است /

سینما خیلی از رسانه های دیگر عقب تر است و مطبوعات خیلی راحت تر می توانند موضوعات را بیان و تحلیل کنند. اما در سینما محدودیت ها بیشتر است. بسیاری از اتفاقاتی که در صفحه حوادث روزنامه ها منتشر می شوند، در سینما اجازه و امکان پرداختن ندارند. جسارت اهالی سینما هم کم شده یا جلوی جسارت آنها گرفته شده، به همین دلیل وقتی یک فیلم یا دو فیلم کمی انتقادی به موضوعی می پردازند، خیلی سریع به چشم می آید.

/من موسس حوزه هنری استان خراسان بوده ام/

من موسس حوزه هنری استان خراسان بوده ام و هشت سال رییس حوزه هنری خراسان بودم و حالاحوزه هنری پاداش بدی به من داد، کسانی که دستور توقیف «گشت ارشاد» را داده اند یک ساعت سر فیلمبرداری هیچ فیلمی نبوده اند که بدانند یک فیلم با چه سختی و مشقتی ساخته می شود. پیام این اتفاق این است که مردم شما حق انتخاب ندارید، ما می گوییم چه فیلمی را ببینید، چه فیلمی را نبینید. آنها فیلم ام را آتش زدند و خاکسترش را به جا گذاشتند ولی مطمئن باشید دودش به چشمان شما هم خواهد رفت و خوشحال نباشید. «گشت ارشاد» در تاریخ خواهد ماند: زمانی که نام، مقام و پست ها نخواهند بود و این پست ها وجود نخواهند داشت.

/جوانان درفیس بوک به کارگردان گشت ارشاد چه می گویند ؟/

خیلی از جوانان به خصوص در فیس بوک به من می گویند، اتفاقات پیرامون «گشت ارشاد» به دلیل همزمانی اش با اکران «قلاده های طلا» است. آنها می گویند همه مسوولان فرهنگی، هنری و سیاسی کشور دوست داشتند «قلاده های طلا» پرفروش ترین فیلم سال باشد.

/پس از سه چهار روز همه پوسترها و بنرها پاره شد/

هم وزارت ارشاد پوسترها را تایید کرد و هم شهرداری تعدادی از جایگاه بیلبوردهایش را به رایگان در اختیار ما قرار داده بود، اما بعدا نظرشان عوض شد. من هم فکر می کردم حساسیت برانگیز باشد اما همان طور که گفتم در وزارت ارشاد و سازمان فرهنگی- هنری شهرداری تایید شد. ما برای پوسترها و بنرها ۹۰ میلیون تومان هزینه کردیم اما متاسفانه پس از سه چهار روز همه پوسترها و بنرها پاره شد.

/قطعا فیلمی تندترو جسورانه خواهم ساخت/

قطعا فیلمی تندتر، صریح و دردمندتر و جسورانه خواهم ساخت و این برخوردها باعث نخواهد شد محافظه کار شوم. تصمیم گرفتم فیلمی بسازم که چند برابر «گشت ارشاد» بحث برانگیز باشد. چون این انگیزه در من ایجاد شد که اگر می خواهی فیلمی بسازی که مورد استقبال مردم باشد، فیلمی باشد که درد مردم را بیان کند و بازگویی درد مردم عواقبی دارد.

/زیر آتش خمپاره های خمسه خمسه بزرگ شدم/

من کسی هستم که زیر آتش خمپاره های خمسه خمسه بزرگ شدم، یعنی بچه ترکش، گلوله و خاک و خاکریز هستم. این برخوردها باعث نمی شود که من عقب نشینی کنم، کله شق تر از این حرف ها هستم و مبارزه می کنم.

/منتظر سیلی های من باشید/

سینمای مورد علاقه من سینمای اجتماعی است، اما در این سینما قطعا مسائل سیاسی خودش را نشان می دهد و سینمای من سینمای عاصی و وحشی و پرخونی است، قهرمانان من اگر سیلی بخورند نمی روند کلانتری شکایت کنند، بلکه قهرمان های سینمای من اگر یک سیلی بخورند، دو سیلی می زنند و خودم هم این طوری هستم و در ماجرای اکران «گشت ارشاد» من هم سیلی خوردم و منتظر سیلی هایی که من خواهم زد، باشند.

منبع : پرسین ود

نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین 1391 و 10:37 ق.ظ توسط بهنام

ویرایش شده در [EditFullDate] و -

نظر ها ()


V مطالب قبلی


 
حقوق این وبلاگ محفوظ است و هرگونه كپی برداری از آن با ذكر منبع بلامانع است

All Rights Reserved 2005-2006 © behnam20.MihanBlog.Com

Best Resolution : 1024 X 768

   embed src="http://www.clocklink.com/clocks/0005-Red.swf?TimeZone=GMT0330" width="150" height="150" wmode="transparent" type ="application/x-shockwave-flash"> کدهای جاوا اسکریپت